ادامه…

23 01 2010

با سلام مجدد
کم کم می خوام دوباره بنویسم. از همه کسانی که هنوز فید من رو دنبال می کنند تشکر میکنم و اینکه هنوز من رو رها نکردن لطف دارن!

دلیلی که باعث شد تصمیم بگیریم مدتی ننویسم، همزمانی چند مشکل کمر شکن بود که واقعا دمار از روزگارم درآورد. در این میان آغاز امتحانات دانشگاه هم مزید بر علت شد. اونقدر فشار روم زیاد بود که اگه الان سنم بالای 50 بود حتما تا حالا سکته رو زده بودم. همین الان تو کتف سمت چپم احساس درد میکنم. یکی از دوستان میگفت از فشار عصبیه. در هر صورت هرچه بود مطمئنن این ترم مشروط می شم و تا بماند برا ترم بعد! حالا هم که یکی دو تا از مسائل بر طرف شده می خوام که وبلاگ نویسی رو دوباره ادامه بدم. هر چند که مشکل اصلی سرجاشه و خیلی اذیتم میکنه.

بگذریم، تو این مدت همچنان به وبگردی ادامه میدادم، یه نکته خیلی جلب توجه میکرد و اون کاهش تعداد وبلاگهای فنی و تخصصی بود. البته این مسئله مربوط به الان نیست و بعد از انتخابات بود که تعداد وبلاگهای فعال تخصصی حوزه فناوری خیلی کم شد. در مقابل تعداد وبلاگهای سیاسی رشد چشمگیری پیدا کرد که تعداشون هم هنوز رو به افزایشه. چیزی که مشخصه اکثر صاحبان وبلاگهای تخصصی یا پستهای سیاسی گذاشتند و یا اینکه کلا تعطیل کردند و شاید وبلاگ جدیدی رو ایجاد کرده باشند.

جدای از مسئله سیساسی، امیدوارم که کم لطفی به وبلاگهای فنی با همین سرعت ادامه پیدا نکنه.

(نمی خوام وارد بحث سیاسی بشم، اما هرچه هست امیدوارم که این جریان اجتماعی و سیاسی که پدید امده مانند سال 57 نشه که همانند اون مثل که میخواستند ابرو رو درست کنند زدند چشمش رو هم درآوردند.)

موفق باشید





Pause

30 11 2009

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
امیدوارم این وقفه زیاد طول نکشه.





وصله ماکروسافت برای رفع مشکل 7 ماهه من

31 07 2009

یک هفته پیش متوجه منشا و علت اصلی اشکالی شدم که نزدیک به 7 ماه بود من رو مشغول به خود کرده بود و نمی توانستم دلیل اصلی اون رو پیدا کنم.
مشکل مروبط به عملکرد کلاس CookieContainer هست که اشکال داره و در شرایط خیلی خاص دچار مشکل کوچکی می شه که باعث اشکالات عجیبی برای یکی از پروژه هام شده.
به هر حال بعد از گزارش دیروز من به ماکروسافت امروز خبر دار شدم که مشکل رو حل کردن و قراره در dotNET 4 قرار داده بشه.
برام خیلی خوشحال کننده است که تونستند در یک روز مشکل رو حل کنند. اما چه فایده که همچنان مشکل فعلی باقی خواهد ماند.
مشکل مربوطه رو اینجا بخونید:
https://connect.microsoft.com/VisualStudio/feedback/ViewFeedback.aspx?FeedbackID=478521

اینجا هم گذاشته بودم:
http://stackoverflow.com/questions/1047669/cookiecontainer-bug





مرگ تدریجی

13 06 2009

دیشب خوابم نمی برد.
صبح با اولین خبر خشکم زد.
امیدم ناامیدیست

راه مصالحه با این قاعده بازی ها به پایان رسیده.

فقط مبارزه به هر نحو





سال نو مبارک

19 03 2009

این پست آخرین پست من در سال 87 هست. پیشاپیش سال نو رو به همه شما عزیزان تبریک می گم. امیدوارم که همیشه خوش و خرم باشید. اگه فرصت شد تو تعطیلات می نویسم.

سال نو مبارک

سال نو مبارک

در ضمن امسال سال گاو است. انشااله که با کم شدن سایه شوم از کشور گوشه ای از خورشید امید رو ببینیم و گاو ما هم بتونه کمی شیر بده.

این هم از گاو ما

این هم از گاو ما





Lesley Roy

15 03 2009

Lesley Roy یک خواننده های جوان و البته همسن من هست که در سال میلادی قبل یعنی 2008 اولین البوم خودش رو روانه بازار کرد. این خواننده ایرلندی الاصل در سبک Power Pop خوانندگی می کنه که البته به نظر خودم چند تا آهنگ اول و اصلی اون در سبک های PopRock و Rockهستند.

به هر حال سبک و صدای ایشون که تازه باهاش آشنا شدم خیلی به مزاق من خوش اومد و خواستم شما هم با این خواننده جوان آشنا بشین:

Lesley Roy Unbeautiful

Lesley Roy Unbeautiful

در اینجا لیست آهنگ های آلبوم Unbeautiful رو مشاهده می کنید:

  1. «I’m Gone, I’m Going»
  2. «Here for You Now»
  3. «Slow Goodbye»
  4. «Unbeautiful»
  5. «Psycho Bitch»
  6. «When I Look at You»
  7. «Thinking Out Loud»
  8. «Dead But Breathing»
  9. «Misfit»
  10. «Make It Back»
  11. «Crushed»
  12. «Come to Your Senses»
  13. «Come Back»
  14. «I Don’t Want to Want You» Bonus Track

در این میان آهنگ ها Slow Goodbye وUnbeautiful و I’m Gone, I’m Going و Psycho Bitch زیبا بودند و لذت بردیم.

لینک دانلود این آلبوم از تورنت

  • مطالب مرتبط

آلبوم جدید Metallica با نام Death Magnetic





سال 2009 میلادی مبارک

31 12 2008

سال میلادی رو به همه تبریک میگم.
بی صبرانه منتظر رویدادهای دنیای فناوری در سال جدید میلادی هستم.

این درخت هم تقدیم به مسیحی های عزیز:

Xmas Tree




نقاشی از مردی پیر

24 11 2008

این نقاشی رو که میبینید می بینید برادرم کشیده. برام جالبه و نگاه عجیبی داره.

mybro-painting-oldmanبرادر من یه نقاشه، البته زیاد نقاشی نمی کنه ولی با این حال، شاید هر از گاهی نقاشی هاش رو اینجا گذاشتم.

در ضمن اخیرا یه کم مشغله ام زیاد شده و نمی تونم زیاد پست کنم، ببینیم کی آزادی فکری بیشتری پیدا می کنم تا بتونم بیشتر بنویسم.

خوش باشین.





وسوسه ای به نام مهاجرت

7 11 2008

نمی دونم تا حالا به مهاجرت فکر کردین یا نه، اما حداقل بیشتر آدمایی که من میشناسم به این مسئله فکر کردن. تو حرفه ای که من کار می کنم یعنی تولید نرم افزار، چند عامل هست که به نظرم باعث میشه افراد چنین فکر کنن.

اولین مسئله که به نظر من میرسه، دسترسی مستقیم به منابع دانش و امکان حضور درمیان سازندگان تکنولوژی هست. شاید به نظر بیاد که با وجود اینترنت دیگه نباید مشکلی باشه، ولی واقعیت چیز دیگری هست. اینکه در یک پروژه حضور داشته باشی و با استفاده از کار تیمی و با استفاده از بهترین ابزارها و مهم تر از همه با همکاری افراد نخبه که می تونی از تجربیات اونها در همه زمینه ای استفاده کنی مسئله ای هست که به ندرت تو ایران دیده میشه و در چند شرکت انگشت شمار. متاسفانه زیاد مشخص نیست که این شرکت های ایرانی از چه روشی استفاده می کنند و معلوم که استانداردی به شکل صحیح رعایت بشه یا نه.

در کنار این مورد، مسئله مالی هم خیلی مهم هست. با نگاهی به سایت HotJobs یاهو و شغل های برنامه نویسی می تونید رنج حقوق رو مشاهده کنید. معمولا کمترین حقوق از پایه ای 40,000 در سال هست و بسته به حرفه های مختلف این مورد افزاریش پیدا می کنه. برای مثال برنامه نویسان .NET در حدود 60,000 تا 80,000 دلار دریافت می کنند و مدیران شبکه در حدود 140,000 دلار و در نهایت مدیران و مدیران ارشد بالای 200,000 دلار.

این ارقام آدم رو خیلی وسوسه می کنه و در مقایسه مبالغ ناچیزی که در ایران دریافت می کنیم بسیار زیاد هستند.

اما این همه مسئله نیست، طبق بررسی انجام شده در سال 2007 شغل برنامه نویسی بهترین شغل در آمریکا و وکیلی پردرآمدترین شغل بوده است. انتخاب به عنوان بهترین شغل بدین جهت است که استرس های اضافی ندارد و دارای ریسک کمی می باشد. همچنین امکانات رفاهی مناسبی در اختیار آنها قرار می گیرد.

اگر خبر ها رو پیگیری کنید مطمئنن باید محیط کاری شرکت گوگل و همچنین ماکروسافت را مشاهده کرده باشید. اگر اینطور نیست از شما دعوت می کنم تا ویدیو های شرکت گوگل رو مشاهده کنید. اینجا .

وجود چنین برخوردی در داخل شرکت گوگل نمی تونه دلیلی باشه بر اینکه تمامی شرکت ها اینچنین هستند، اما این مسئله رو کاملا مشخص می کنه چقدر وجود افراد انها برایشان مهم هست. این همانند یک معامله دو طرفه هست که در مقابل امکانات رفاهی مناسب کار خوب تحویل می گیرند.

مسئله ما هم شده بحث جاذبه و دافعه. اینجا اونقدر نیرو های دافعه هست که اگه گیر و بند های فعلی وجود نداشت شاید چند سال پیش شخصا رفته بودم.

دافعه هایی مانند اهمیت ندادن به تکنولوژی های روز، نداشتن بودجه IT برای کشور، محدودیت دسترسی به اینترنت برای کاربران و گرانی بیش از حد آن. در کنار اینها موانع قانونی و دولتی فراوان برای حرکت به سمت IT. همچنین مشکلات مالی و نبود تضمین آینده مناسب برای ما. چرخش پول درمیان عدای اقلیت. که در نهایت ما رو هدف قرار داده و از لحاظ مالی و روحی ضعیف میکند.

شاید گیری که باعث کمتر مهاجر شدن افراد میشه مشکلات مالی باشه و البته تعلق داشت به این خاک، شاید گفتنش ساده باشه که من می خوام برم ولی برای خیلیها خیلی سخته.

قبل از پایان این نوشته شما رو به خودند مطالب وبلاگ رادمان که این موصوع رو از زاویه ای دیگه مورد بررسی قرار داده دعوت می کنم.

در پایان از شما تشکر می کنم و این نکته رو خاطر نشان می کنم که تمامی موارد فوق از دید من که حرفه ام تولید نرم افزار هست نگاشته شده و مسلما قشر زیادی از افراد جامعه هستند که در حسرت نان شب هستند. پس همینجا خدا رو شکر می کنم که این کامپیوتر رو دارم و می تونم با این اینترنت نفتی به وبلاگم پستی ارسال کنم.





بروکراسی اداری و پروژه ما

3 11 2008

این نوشته رو نمی خوام به تحلیل این موضوع یعنی بروکراسی اداری بپردازم، قصدم فقط درد دل هست تا شاید آروم بگیرم.

موضوعی که باعث شد تا این نوشته رو بنویسم، جلسه ای بود که امروز با چند نفر از مدیران یک سازمان داشتیم.

حریان از این قرار هست که ما برای انجام طرحی پیشنهادی خودمون که البته هیچ هزینه اضافی برای سازمان مربوطه نداشت و البته بسیار هم مفید بود، در این جلسه بودیم.
بگذریم از اینکه چند تا از مسئولان برای اینکه خودشون رو میان بقیه نشان بدن، گیرهای اضافی دادن و سنگ انداختند جلوی پامون.

خلاصه جریانی که مد نظر من هست بحث دریافت مجوز از مرکز یعنی تهران هست. از آنجایی که کاری که ما می خواستیم انجام بدیم نیاز به همکاری کامل سازمان داره و صد البته دسترسی به اطلاعات و پایگاه داده و … نیاز به مجوز و وصیقه و موارد قانونی داره. تا اینجای کار حرفی نیست تمامی موارد منطقی به نظر می رسه.
چیزی که من رو ناراحت می کنه و داره عذابم میده حرفیه که گفتند امکان دریافت مجوز در شرایط فعلی وجود نداره ، یعنی تا زمانی که طرح به طور کامل آماده نشده امکان ارائه برای دریافت مجوز وجود نداره. همچنین دریافت مجوز زمانبر خواهد بود و شاید یک تا دو ماه زمان ببرد.

جمله بالا رو با دقت بخوانید، و دوباره نیاز پروژه رو یعنی دسترسی به اطلاعات و پایگاه داده سازمان رو در نظر بگیرید. این دو در تضاد کامل با هم قرار دارند. یعنی ما برای نوشتن نرم افزاری که برای سازمان هیچ هزینه ای نداره باید به پایگاه داده قبلی آنها دسترسی داشته باشیم و همچنین تا نرم افزار آماده نباشه و ابعاد آن مشخص نباشه امکان دادن مجوز وجود نداره!

دیگه حرفی برای گفتن ندارم