باگ خوب یا بد؟

16 11 2010
software-bug

در ادامه داستانی رو در مورد یکی از پروژه هایی که انجام دادیم و به نکته جالبی که برخوردم رو خواهید خوند.

مدتی قبل بر روی تعویض یکی از نرم افزارهای یک اداره دولتی مشغول رایزنی بودیم. نرم افزار مربوطه با فاکس پرو و تحت داس نوشته شده بود. بحث بر سر انتقال اطلاعات از آن نرم افزار به نرم افزار جدید بود و لازم بود تا حتما فرمت ذخیره سازی و نام جداول و فیلدهای آن مشخص شود. دلیل این هم که ما نمی توانستیم چنین کاری انجام دهیم عدم نام گذاری صحیح دیتابیس بود. به طور مثال نام یک جدول WRK و نام چند فیلد اول مشخص و بقیه با اسامی مانند F1 تا F20 نام گذاری شده بودند. و البته جالبتر اینکه این نرم افزار در چند شعبه و همچنین شهر های مجاور هم مورد استفاده قرار دارد.

تا اینجای کار هنوز مقصود من نیست و داشتیم به سازشان می رقصیدیم. بحث سر فراخوانی نویسنده این برنامه برای توضیح عملکرد دیتابیس برای انجام انتقال بود که یکی از کارکنان به نکته عجیبی اشاره کرد.

ایشون گفت که برنامه مربوطه معمولا هر 2 یا 3 ماه یکبار دچار مشکل اساسی می شود و مجبور به فراخوانی نویسنده برای رفع مشکل هستیم. اینطور که این کارمند می گفت برای هر پشتیبانی هم معمولا مبلغی رو دریافت می کند. این رو بسط بدید به تمامی شعبه ها! در این میان ظاهرا اداره با نفر مربوطه قبلا تماس گرفته بود تا با ما همکاری نماید اما ایشان برای انجام همکاری را منوط به تمدید قراردادشان به مدت یک سال دیگر کرده بودند.

نکته همینجاست، یعنی یک باگ ناقابل می تونه این هم درآمد زا باشد. یعنی با نوشتن یک باگ هدفمند و تنظیم قرارداد زیرکانه می توان کسب درآمد کرد؟ البته این ایده پلید است و دو از اخلاق حرفه ای اما چه تظمینی وجود دارد که کسی چنین کاری را نکند.

در این میان یک نکته اساسی دیگر وجود دارد و اون کم سوادی و بی سوادی فنی مدیران دولتی است که نمی توانند با تنظیم قراردادهای محکم مانع ضرر دهی خود بشوند. یا اینکه می دانند و نمی خواهند؟! یا شاید هم برایشان مهم نیست و فقط باید بودجه تصویبیشان تا پایان سال به پایان برسد.

خودتان قضاوت کنید…

Advertisements




بروکراسی اداری و پروژه ما

3 11 2008

این نوشته رو نمی خوام به تحلیل این موضوع یعنی بروکراسی اداری بپردازم، قصدم فقط درد دل هست تا شاید آروم بگیرم.

موضوعی که باعث شد تا این نوشته رو بنویسم، جلسه ای بود که امروز با چند نفر از مدیران یک سازمان داشتیم.

حریان از این قرار هست که ما برای انجام طرحی پیشنهادی خودمون که البته هیچ هزینه اضافی برای سازمان مربوطه نداشت و البته بسیار هم مفید بود، در این جلسه بودیم.
بگذریم از اینکه چند تا از مسئولان برای اینکه خودشون رو میان بقیه نشان بدن، گیرهای اضافی دادن و سنگ انداختند جلوی پامون.

خلاصه جریانی که مد نظر من هست بحث دریافت مجوز از مرکز یعنی تهران هست. از آنجایی که کاری که ما می خواستیم انجام بدیم نیاز به همکاری کامل سازمان داره و صد البته دسترسی به اطلاعات و پایگاه داده و … نیاز به مجوز و وصیقه و موارد قانونی داره. تا اینجای کار حرفی نیست تمامی موارد منطقی به نظر می رسه.
چیزی که من رو ناراحت می کنه و داره عذابم میده حرفیه که گفتند امکان دریافت مجوز در شرایط فعلی وجود نداره ، یعنی تا زمانی که طرح به طور کامل آماده نشده امکان ارائه برای دریافت مجوز وجود نداره. همچنین دریافت مجوز زمانبر خواهد بود و شاید یک تا دو ماه زمان ببرد.

جمله بالا رو با دقت بخوانید، و دوباره نیاز پروژه رو یعنی دسترسی به اطلاعات و پایگاه داده سازمان رو در نظر بگیرید. این دو در تضاد کامل با هم قرار دارند. یعنی ما برای نوشتن نرم افزاری که برای سازمان هیچ هزینه ای نداره باید به پایگاه داده قبلی آنها دسترسی داشته باشیم و همچنین تا نرم افزار آماده نباشه و ابعاد آن مشخص نباشه امکان دادن مجوز وجود نداره!

دیگه حرفی برای گفتن ندارم