کار نرم افزاری یا رابطه نرم افزاری (راز بقا)

12 08 2008

چند ماهی پیش بود که شرکت یکی از کارمندان زبل خودش رو از دست داد. زبل (بخونید zebel) تو این حالات به کسی می گن که رابطهای زیادی در جاهای مختلف داره و به قول خودمون آشنا داره! البته رفتن این آدم خودش یه داستانیه برای خودش. نمی خوام داستان تعریف کنم ولی تا این حد بدونین که زیادی خواهی های این آدم همراه با نداشتن دانش فنی کافی و این که با مدیر شرکت مشکل پیدا کرده بود باعث رفتن ایشان شد. حالا بماند که بعد اینجا رفت و تو یه اداره دولتی گردن کلفت جا پیدا کرد.

اینجا بودم که اوایل رفتن این آدم بدن شرکت گرم بود و هنوز ضربه ای رو که خورده بود احساس نشده بود. بعد چند ماه بود که با نزدیک شدن پایان پروژه ها به فکر پروژه های جدید بودیم و جای خالی این آدم احساس شد. حالا داستان ما شده افتادن به دنبال شرکت ها و سازمانها و چانه زنی با فلان مدیر و فلان مسئول که ما می توانیم و توانش رو داریم، ولی کو گوش شنوا.

در کشوری که به رابطه و ضابطه اهمیت میدن و خود کار در حاشیه قرار می گیره هیچ انتظار دیگه ای نمی شه داشته باشیم. این مورد تو همه قسمت ها است، از اون بالای بالا بگیر تا این کف زمین. ما موندیم که دردمون رو به کی بگیم. وقتی می بینه یه شرکت با یه برنامه ضعیف و به درد نخور می تونه بسیاری از جاها رو تصاحب کنه! وقتی میبینی و میشنوی فالان کس آشنای فلان کس دیگست و رفت و پست رو تحویل گرفت.

تنها کاری که می شه که برای بقا کرد اینه که ما هم به ساز آنها برقسیم و به هوای آنها بسازیم. چقدر سخته!

و این است راز بقا!!

Advertisements