وسوسه ای به نام مهاجرت

7 11 2008

نمی دونم تا حالا به مهاجرت فکر کردین یا نه، اما حداقل بیشتر آدمایی که من میشناسم به این مسئله فکر کردن. تو حرفه ای که من کار می کنم یعنی تولید نرم افزار، چند عامل هست که به نظرم باعث میشه افراد چنین فکر کنن.

اولین مسئله که به نظر من میرسه، دسترسی مستقیم به منابع دانش و امکان حضور درمیان سازندگان تکنولوژی هست. شاید به نظر بیاد که با وجود اینترنت دیگه نباید مشکلی باشه، ولی واقعیت چیز دیگری هست. اینکه در یک پروژه حضور داشته باشی و با استفاده از کار تیمی و با استفاده از بهترین ابزارها و مهم تر از همه با همکاری افراد نخبه که می تونی از تجربیات اونها در همه زمینه ای استفاده کنی مسئله ای هست که به ندرت تو ایران دیده میشه و در چند شرکت انگشت شمار. متاسفانه زیاد مشخص نیست که این شرکت های ایرانی از چه روشی استفاده می کنند و معلوم که استانداردی به شکل صحیح رعایت بشه یا نه.

در کنار این مورد، مسئله مالی هم خیلی مهم هست. با نگاهی به سایت HotJobs یاهو و شغل های برنامه نویسی می تونید رنج حقوق رو مشاهده کنید. معمولا کمترین حقوق از پایه ای 40,000 در سال هست و بسته به حرفه های مختلف این مورد افزاریش پیدا می کنه. برای مثال برنامه نویسان .NET در حدود 60,000 تا 80,000 دلار دریافت می کنند و مدیران شبکه در حدود 140,000 دلار و در نهایت مدیران و مدیران ارشد بالای 200,000 دلار.

این ارقام آدم رو خیلی وسوسه می کنه و در مقایسه مبالغ ناچیزی که در ایران دریافت می کنیم بسیار زیاد هستند.

اما این همه مسئله نیست، طبق بررسی انجام شده در سال 2007 شغل برنامه نویسی بهترین شغل در آمریکا و وکیلی پردرآمدترین شغل بوده است. انتخاب به عنوان بهترین شغل بدین جهت است که استرس های اضافی ندارد و دارای ریسک کمی می باشد. همچنین امکانات رفاهی مناسبی در اختیار آنها قرار می گیرد.

اگر خبر ها رو پیگیری کنید مطمئنن باید محیط کاری شرکت گوگل و همچنین ماکروسافت را مشاهده کرده باشید. اگر اینطور نیست از شما دعوت می کنم تا ویدیو های شرکت گوگل رو مشاهده کنید. اینجا .

وجود چنین برخوردی در داخل شرکت گوگل نمی تونه دلیلی باشه بر اینکه تمامی شرکت ها اینچنین هستند، اما این مسئله رو کاملا مشخص می کنه چقدر وجود افراد انها برایشان مهم هست. این همانند یک معامله دو طرفه هست که در مقابل امکانات رفاهی مناسب کار خوب تحویل می گیرند.

مسئله ما هم شده بحث جاذبه و دافعه. اینجا اونقدر نیرو های دافعه هست که اگه گیر و بند های فعلی وجود نداشت شاید چند سال پیش شخصا رفته بودم.

دافعه هایی مانند اهمیت ندادن به تکنولوژی های روز، نداشتن بودجه IT برای کشور، محدودیت دسترسی به اینترنت برای کاربران و گرانی بیش از حد آن. در کنار اینها موانع قانونی و دولتی فراوان برای حرکت به سمت IT. همچنین مشکلات مالی و نبود تضمین آینده مناسب برای ما. چرخش پول درمیان عدای اقلیت. که در نهایت ما رو هدف قرار داده و از لحاظ مالی و روحی ضعیف میکند.

شاید گیری که باعث کمتر مهاجر شدن افراد میشه مشکلات مالی باشه و البته تعلق داشت به این خاک، شاید گفتنش ساده باشه که من می خوام برم ولی برای خیلیها خیلی سخته.

قبل از پایان این نوشته شما رو به خودند مطالب وبلاگ رادمان که این موصوع رو از زاویه ای دیگه مورد بررسی قرار داده دعوت می کنم.

در پایان از شما تشکر می کنم و این نکته رو خاطر نشان می کنم که تمامی موارد فوق از دید من که حرفه ام تولید نرم افزار هست نگاشته شده و مسلما قشر زیادی از افراد جامعه هستند که در حسرت نان شب هستند. پس همینجا خدا رو شکر می کنم که این کامپیوتر رو دارم و می تونم با این اینترنت نفتی به وبلاگم پستی ارسال کنم.